تبلیغات
زمزم - طلسم

طلسم

نویسنده : مینو چهر میرزاده جمعه 13 اسفند 1395 05:44 ب.ظ  •   

بعد از مدتها تماس گرفته بود که احوالپرسی و درد دل کند.با اسکایپ صحبت میکرد و دوربینش روشن بود.کمی از گذشته ها و محیط کار حرف زدیم.از همکاران قدیمی و اوضاع و احوالشان.بعد حرف رسید به خانواده ها.حال عاطفه که تک دخترش بود را پرسیدم.انگار که نیشتر زده باشم به یک دمل چرکی.با بغض لب تابش را برداشت و حرکت کرد طرف یک اطاق.کف اطاق اندازه یک وانت بار کفش و لباس و کیف و بسته پفک ..پخش بود.مات و مبهوت مانده بودم.
گفت میبینی.این اطاق دختر بیست و پنج ساله من است.زندگیش هم به همین اشفتگی.هنوز نتوانست دوره کارشناسی را تمام کند.تنها کاری که بلد است پول گرفتن و خرج کردن و تفریح کردن است.یک لیوان را در خانه جابجا نمیکند.یکشب زودتر از ساعت دوازده پیدایش نمیشود.حالا هم گفته با یک نفر صحبت کرده که بیاید و برایش طلسم ها را باز کند.چون فکر میکند طلسم شده و بختش را بسته اند که شوهر مناسبی برایش پیدا نمیشود.
یادم افتاد که این دختر از دوازده سالگی مدام عاشق بود و چند ماه بعد بهم زده بود.یادم افتاد که از بچگی هر چه میخواست را به زور از پدر و مادرش میگرفت.
یادم افتاد که اگر میگفتیم اجازه نده دختر 4-5 ساله هر شب منزل یکی از بچه های مهد کودک بماند'میگفت حوصله جیغ و گریه اش را ندارم.یادم افتاد که پدر و مادر ایشان هم یک روز در خانه بند نمیشوند.برایشان مهم نبود که بچه امتحان دارد یا تب دارد یا حوصله مهمانی ندارد.خدمتکاری بود که لقمه نانی به بچه بدهد.
حالا فکر میکنند بخت این دختر طلسم شده که نه زندگی به سامانی دارد 'نه هیچ کدام از دوست پسرها رغبتی برای ازدواج با ایشان دارند.


آخرین ویرایش: یکشنبه 15 اسفند 1395 04:29 ب.ظ

چهارشنبه 2 فروردین 1396 08:38 ب.ظ
درود
سال نو مبارک
برایتان بهترین آرزو ها را دارم
مینو چهر میرزاده
سال نو شما هم مبارک.
با پوزش از همه دوستان'این روزها اینترنت درست و حسابی ندارم و از نت گوشی استفاده میکنم و کمتر میتوانم به وبلاگ سر بزنم
چهارشنبه 2 فروردین 1396 03:10 ب.ظ
سلام. سال نو مبارک.
سه شنبه 1 فروردین 1396 02:49 ب.ظ
چو نوروز از زمستانها گذر كن
ب كوی شادمانیها سفر كن
ب فرداهای این روز خجسته
ببند امید و دل سرزنده تر كن
نوروزتان شاد و پیروز. سالی همراه با تندرستی، پیشرفت و شادكامی پیش رویتان آرزو میكنم.
دوشنبه 30 اسفند 1395 09:43 ب.ظ
مینو جان سال نو مبارک عزیزم
برات سلامتی و شادی آرزو دارم و بس

بودن و داشتن دوستی چون تو، مایه افتخار منه
دوشنبه 30 اسفند 1395 04:57 ب.ظ
سلام،منزل نو مبارک،چه کار خوبی کردید،
درسته ،متاسفانه خیلی از ما پدر و مادری بلد نیستیم.
مینو چهر میرزاده
علاوه بر اینکه عده ای پدر و مادری بلد نیستند'خیلی ها هم مثل این دختر خانم توان تربیت کردن خودشان را ندارند.انقدر که فکر کنند بخاطر اینده خودشان دست به تعغییری بزنند.
یکشنبه 29 اسفند 1395 01:04 ق.ظ
سلام مینو جان
چطوری خانمی؟
ما پست جدید و نوروزی می خوایما. یادت باشه... هر روز سر می زنم می بینم ننوشتی.

به امید روزای بهتر
شنبه 28 اسفند 1395 09:46 ب.ظ
چقدر وافعا ناراحت کننده اس.هر دو طرف حالا خیلی اذیت می شوند.
روزتون هم مبارک مینو جان.
جمعه 27 اسفند 1395 01:12 ب.ظ
سلام مینوجان
منزل نو مبارک
از قدیم گفتن تربیت بچه از خودش عزیزتره
مینو چهر میرزاده
چه حرف خوبی
چهارشنبه 25 اسفند 1395 11:52 ب.ظ
چقدر آزاردهنده است این وضعیت زندگی.
منزل نو مبارک
مینو چهر میرزاده
ممنون صهبا جان.اما راستش خیلی سختم هست.انگار از ایران مهاجرت کردم قطب شمال.7 سالی میشد که بلاگفا مینوشتم
چهارشنبه 25 اسفند 1395 08:16 ب.ظ
بله .. اکثرا با همین پیام و تلفن نوروز می گذرانند ..
دیگه دیگه ...
بگذریم .
اصل حالتون خوبه؟
مینو چهر میرزاده
یاد پسرم افتاده بودم.میدونم که روز عید هم مشغول کار هست و اگه بهش تلفن نزنم شاید متوجه عید هم نشه.
دوشنبه 23 اسفند 1395 08:00 ب.ظ
سلام روز و روزگار خوش .
منزل نو مبارک

عزیز پدر و مادر شدن و رعایت نکردن پیرگفته های ما " بچه عزیزه ، ادب عزیزتر " نتیجه اش معمولا اینه .
دوشنبه 23 اسفند 1395 09:20 ق.ظ
سلام و عرض ارادات بانو
مینو چهر میرزاده
شنبه 21 اسفند 1395 04:12 ق.ظ
سلام
ما همیشه همین طور هستیم مسئولیت اشتباهاتمون رو براحتی قبول نمی کنیم و وقتی کم میاریم دست به دامن دعا و جادو و... میشیم
جمعه 20 اسفند 1395 06:01 ب.ظ
کلا الان خیلی راضیم از اینجا ...
خیلی خوبه :)
کاش همه مثل شما دل بکنن و از بلاگفا خارج بشن
جمعه 20 اسفند 1395 01:07 ب.ظ
سلام
عجب حکایتی
از همین حالا مواظب دخترمون باشیم
مینو چهر میرزاده
فکر میکنم نوه من همسن های دختر شما باشه.همیشه به پسرم میگم اونقدر باهاش صمیمی باش و بهش محبت کن که برای خودش ارزش قایل بشه و بفکر اثبات خودش با رفتارهای عجیب و غریب نباشه
پنجشنبه 19 اسفند 1395 09:43 ب.ظ
سلام. منزل نو مبارک... ما هم پارسال همینجور روزایی اومدیم میهن بلاگ...
مینو چهر میرزاده
ممنون
من سخت دل میکنم
پنجشنبه 19 اسفند 1395 12:13 ق.ظ
در ضمن مینوی بزرگوار، در این دنیای مجازی، خانه نو مبارك. امیدی سقفش بالا سرتون باشه همیشه.
پنجشنبه 19 اسفند 1395 12:12 ق.ظ
ببخشین ك رك میگم؛ ای لعنت بر این پدر و مادرها! كی ب شما گفت بچه دار بشین؟! چطور ب این نتیجه رسیدین ك صلاحیت ب وجود آوردن و پرورش دادن یك انسان ر دارین؟! در این زندگی، در برابر چ مسئله ای احساس مسئولیت كرده ین؟!
مینو چهر میرزاده
بیش باد
چهارشنبه 18 اسفند 1395 09:33 ق.ظ
به به سال نو خونه نو .مبارکتون باشه
چهارشنبه 18 اسفند 1395 08:44 ق.ظ
سلام
خونه جدید مبارک مینو جان
به نظرم این که افراد نتیجه کاراشون رو می بینن یه مساله عادیه که جای چون و چرا هم باقی نمی ذاره ولی چیزی که خیلی ناراحت کننده است اینه که متاسفانه بچه ها نه تنها نتیجه کار خودشون که نتیجه کارهای پدر و مادرشون رو هم می بینند...
مینو چهر میرزاده
سلام
به نکته خوبی اشاره کردید.من هنوز هم دارم در مورد رفتارهایم با فرزندانم فکر میکنم.
سه شنبه 17 اسفند 1395 11:23 ب.ظ
به به! چشممون روشن... خیلی وبلاگ قشنگیه.
امیدوارم مرتب برامون بنویسی و ما هم بخونیم.
دوشنبه 16 اسفند 1395 10:43 ب.ظ
درود
خونه نو مبارک
حالا این ازدواج هم بکنه
چه خونه زندگی و بچه هایی خواهد داشت!
بلا به دور

بچه بزرگ کردن آدابی دارد که کاش پدر ها و مادر ها به اندازه خرید اتومبیل یا پختن کوکو که اطلاعات کسب می کنند در موردش می دانستند!
دوشنبه 16 اسفند 1395 07:27 ق.ظ
سلام
وب جدید مبارک باشه
بعله خودکرده را تدبیر نیست
مینو چهر میرزاده
ممنون جناب کنجکاو
یکشنبه 15 اسفند 1395 08:34 ب.ظ
سلام مینو خانم
خونه نو مبارک باشه!
چه زندگی غم انگیزی واقعا ... چقدر براتون سخت بوده در اون موقعیت جوابی بدین که در خور باشه!
یکشنبه 15 اسفند 1395 05:12 ب.ظ
متاسفانه نمی خوان مسئولیت اشتباهات خودشون رو گردن بگیرن چسبیدن به خرافه .
نمی گن که چه شده که این دختر به این روز افتاده به جاش متوصل به خرافات می شوند
به مانند مادربزرگ من که گفت بخت دخترم را بستند و پنجاه سالش شده و ازدواج نکرد که ناگهان پدر من گفت آی مادر چه طلسمی چه بختی دخترت نه هنر داره نه سواد داره نه خانه داری بلده نه چیزی یادگرفته همش وقتشو تلف کرده خب معلومه کسی نمی آد بگیرتش چه ربطی به طلسم داره
و به جای حل کردن مشکل متوسل میشن به دعوا نویس و جادوگر و این مزخرفات
من موندم این خارجی ها دعا و جادو ندارن چی میشن ..
مینو چهر میرزاده
جالبه که این دختر خانم طبق اخرین مد روز لباس میپوشه. اما دریغ از کوچکترین تلاشی برای یک ذره مطالعه یا فرا گرفتن یک هنر یا صنعت.بنظر من مسبب اصلی تربیت نامناسب بوده.
یکشنبه 15 اسفند 1395 01:36 ب.ظ
سلام
خانه نو مبارک.
واقعا از ماست که بر ماست
اینجا شکلکهای زیبا و متفاوتی داره.
الهی همیشه سالم باشید و برامون مطالب مفید بذارید
مینو چهر میرزاده
ممنون
یکشنبه 15 اسفند 1395 11:59 ق.ظ
درود بر دوست وبلاگی ایام قدیم ...
مینو چهر میرزاده
سپاس جناب بی ستون
یکشنبه 15 اسفند 1395 09:22 ق.ظ
سلام بانو
منطل نو مبارك
حكایت این خانواده حكایت خشت اول و معماره
چون نهد معمار كج تا ثریا می رود دیوار كج!
مینو چهر میرزاده
ممنون ستاره جان
دقیقا همینطور است
شنبه 14 اسفند 1395 12:24 ب.ظ
مبارکه
الان پشیمونی و ناراحتی مادر و پدر فایده ای هم نداره و متاسفانه درست کردن این دختر کار راحتی نیست، یکی از آشناهای ما هم ی همچین دختری تربیت کرده و الان چاره ای جز غصه خوردن و تحمل کردن نداره و حتی برای مراسم های مهم اقوام دخترشو خبر نمیده که بیاد و میگه شلختگی و بی قید بودنش مایه آبرو ریزی میشه!
مینو چهر میرزاده
هنوز هم نمیتوانند در مقابل خواسته های بی موردش مقاومت کنند.
جالبه که ظاهر این خانم خیلی شسته رفته و شیک و اتو کشیده هست
شنبه 14 اسفند 1395 10:10 ق.ظ
سلام خونه جدید مبارک باشه.
اتفاقا همین دیروز یکی از دوستان ماجرای دوست قدیمی و دخترش رو برام تعریف می کرد دختری که از کودکی همه چیز داشت بدون محدودیت و الان در بیست و دوسالگی از این کشور به آن کشور می رود که مثلا شاید در کشوری آرام و قرار پیدا کند و مادر و پدر هم فقط خواهش می کنند برنگردد ایران که باز شر تنها فرزندشان گریبان گیرشان نشود. واقعا که از ماست که بر ماست
مینو چهر میرزاده
فکر میکنم این دختر هم همین وضع را داشته باشه

نمایش نظرات 1 تا 30